اول از همه بعد از یه غیبت طولانی باید سلامی کنم چو بوی خوش
مجدد آشنایی دیگه انقدر دیر به دیر آپ دارم میکنم فک کنم خیلی ها فراموشم
کردن
.راستش این مدتی که نبودم دلم براتون خیلی تنگ شده بوداما چه کنم
که این اتفاقات که ناگهانی گریبان ادمی را می گیرد باعث شد که من دیر به دیر
آپ کنم.لازمه تشکر کنم از دوستایی گلی که (درست نیست اسم ببرم )تو این
مدت منو تنها نذاشتن امیدوارم بتونم جبران کنم همتون رو دست دارم و به خدای
مهربون می سپارمتون شاد باشین و شنگول.
آنها کجایند که می آمدند و می رفتند افسانه خیابان میشدند
خانه ها را بر می افروختند خاک را متبرک می کردند راه درازی
انگار طی شده است،این قصه کودکان زیادی را به خواب برده
است.من بوی خاک را می شنوم که در پی گرمایی نیست.
"قصه همیشه از دل شب آغاز شده است"


به من گفت بیا 
به من گفت بمان
به من گفت بخند
به من گفت بمیر آمدم،ماندم،خندیدم،مردم.




